تک فرمایی ویژگی ریشه داری است در نهاد اندیشه ی ما ایرانی ها . این را اگر به هر دلیلی به دیگری نسبت دهیم باز رجعتی است به نگره ی تک فرمایی که به شیوه ای دیگر رخ داده است . اگر اندکی به سیمای آموزشی ایرانی ها از نوزادی تا میانسالی دقت کنیم درخواهیم یافت که چرا اندیشه ی تک فرمایی در ما رسوب کرده است و هر جا به منزلتی می رسیم نمی توانیم از این ویژگی خودداری کنیم . در دروان نوزادی آموزش های ایرانی به شیوه ی فعل امر است . این کار را بکن . این کار را نکن . و پرسش های اعتراضی نظیر چرا چنین کردی و چرا نکردی ؟ در دوران مدرسه معلمان و آموزگاران و اموزشیاران ما کتاب هایی را به ما می آموزند که کسانی آنها را نوشته اند که از همین گونه مدارسی برخاسته و مطالبی را نوشته اند و می اموزند و ما می خوانیم که سرشار از انگیخته های تک فرمایی است . نوع برخورد مدرسان برگرفته از این دروس است . تحمیل خروار ها مشق شب َ تحمیل شیوه های خود خواسته ی تحصیل و درس خواندن . امر به دریافت نمره های بالا با زور تهدید و هراس . امر به پوشیدن روپوش های بد رنگ و بد فرم که غالبا متاثر از سلیقه ی کج و معوج معلمان و مدیران مدرسه است که بی توجه به روانشناسی و نیز بی توجه به هنر طراحی لباس و تعیین رنگ و ... صورت می گیرد . دانش آموزی که چنین تک فرمایی های ناشی از سلیقه و چیزهای دیگر را می بیند چگونه می تواند فردی دوست دار همه فرمایی و دیگرنگاهی باشد . او دریافته که باید خود خواسته سخن بگوید چون زمان زیادی را تحت سیطره ی تک فرمایی عده ای بوده است .