آفرینش در عهد عتیق (تورات ) از کتاب مقدس طبع سنه 1930 دارالسلطنه لندن
یکی از زیباترین فراز های آفرینش در تعریف آسمانی تورات از افرینش جهان صورت گرفته است . دذر این کتاب ارزشمند می خوانیم :
در ابتدا خدا آسمان و زمین را آفرید و زمین تهی بود و باتر و تاریکی بر روی . لجه و روح خدا سطح آبها را فرو گرفت و خدا گفت که روشنایی بشود و روشنایی شد و خدا روشنایی را دید که نیکو است و خدا روشنایی را از تاریکی جدا ساخت و خدا روشنایی را روز نامید و تاریکی را شب و شام بود و صبح بود روزی اول .
و خدا گفت فلکی باشد در میان آبها و آبها را از آبها جدا کند . و خدا فلک را بساخت و آبهای زیر فلک را از آبهای بالای فلک جدا ساخت . و خدا گفت آبهای زیر آسمان در یک جا جمع شوند و خشکی ظاهر گردد و چنین شد . و خدا خشکی را زمین نامید و اجماع آبها را دریا نامید و خدا دید که نیکو است . و خدا گفت زمین نباتات برویاند و علفی که تخم بیاورد و درخت میوه ای که موافق جنس خود میوه آورد . ... شام بود و صبح بود روزی سوم .
و خدا گفت نیرها در فلک آسمان باشد تا روز را و شب را از هم جدا کند و برای آیات و زمان ها و روزها و شب ها و سال ها باشند . و نیر ها در فلک باشند و بر زمین روشنایی بخشند و چنین شد . و خدا دو نیر بزرگ ساخت نیر اعظم را برای سلطنت روز و نیر اصغر را برای سلطنت شب و ستارگان را ... شام بود و صبح بود روزی چهارم .
و خدا گفت آبها از انبوه جانوران پر شود و پرندگان بالای زمین بر روی فلک آسمان پرواز کنند . پس خدا نهنگان بزرگ آفرید و همه ی جانداران خزنده ...و همه ی پرندگان بالدار ... و خدا آنها را برکت داده گفت بارور و کثیر شوید ... شام بود و صبح بود روزی پنجم .
و خداوند گفت زمین جانداران را موافق اجناس انها بیرون آورد بهایم و حشرات و حیوانات زمین را با اجناس آنها بساخت و بهایم را با اجناس انها و همه ی حشرات زمین را ... و خداوند دید که نیکو است .... و خدا گفت آدم را به صورتمان و موافق و شبیهمان بسازیم تا بر ماهیان دریا و پرندگان آسمان و بهایم و بر تمامی زمین و همه ی حشراتی که بر زمین می خزند حکومت نماید . پس خدا ادم را به صورت خود افرید . او را بصورت خدا آفرید و ایشان را نر و ماده . .. و گفت همه ی علف های تخم داری که بر روی زمین است و همه ی درخت ها یی که میوه تخم دار است به شما دادم ....شام بود و صبح بود روزی ششم .
... در روز هفتم خدا از همه ی کار خود فارغ شد و از همه ی کار خود که ساخته بود آرامی گرفت . پس خدا روز هفتم را مبارک خواند و آن را تقدیس نمود . ...
پیش از اینکه خدا نهال ها و درخت ها را بیافریند آدم را از گل سرشت و آفرید و در بینی او از روح خود دمید و آدم نفس زنده شد . و خدا باغی در عدن غرس نمود و ادم را در آن قرار داد .
بعد توضیح می دهد که درخت حیات را در وسط باغ و درخت معرفت نیک و بد را در ان پدید آورد و نهری که آن باغ را سیراب کند .
... و خدا گفت خوب نیست که ادم تنها باشد .پس برایش معونی موافق بسازم . پس همه ی حیوانات را نزد آدم آورد تا ببیند که چه نام خواهد نهاد .. پس ادم همه را نام نهاد ولیکن برای او موافقی یافت نشد . پس خدا خوابی گران بر او مستولی گرداند و درخواب یکی از دنده های او را گرفت و گوشت در جایش پر کرد و از آن دنده زنی بنا کرد و او را به نزد آدم آورد و ادم استخوانی از استخوان هایم و گوشتی از گوشتم نامید و از آن سبب به او نسائ گفت .
سپس مار که از همه ی موجودات هوشمند تر بود زن آدم را فریفت و انها از عدن رانده شدند .
آدم زن خود حوا را بشناخت و قاین به دنیا امد . و بار دیگر هابیل ....و قاین برادر خود هابیل را کشت ....خدا او را راند و سرگردان کرد و او نیز زن خود را شناخت و خنوخ به دنیا آمد و شهری بنا کرد به نام پسرش خنوخ و می زیست ... در ۱۳۰ سالگی فرزندی به نام شیث برای آدم پدید می اید در عوض هابیل و او پدر خدا پرستان است .
از تخمه ی قائن و نبیره ی ادم بعدها یابال زائیده می شود که پدر همه ی چادر نشینان است . و یوبال برادرش که پدر همه ی نوازندگان بربط و نی است . و از زنی دیگر توبل زاده می شود که پدر صنعت و ابزار و مس و آهن است . و ...
از زیبایی های کتاب مقدس فعل نامیدن است که در ابتدا توسط خدا صورت می گیرد ( به شکل کلان ...مثلا جانور) و بعد توسط آدم گونه های ان نام می پذیرند و این شباهت آفرینشگری خدا و آدمی است .
و دیگر حجب خدا در بیان همبستری بشر است که از آن به شناختن یاد می کند که باز واجد معنایی معرفتی در کنه مواجهه ی زن و مرد است . چنانکه برای آدم و حوا و قائن و همسرش فعل شناختن را ذکر می کند و بعد تولد فرزندانشان را یادآور می شود ....
نویسگاه وب نوشته های کرامت یزدانی ( مرزبان)است در حوزه داستان و شعر و نقد